X
تبلیغات
دست نوشته های یک دختر


دست نوشته های یک دختر

سخت گیری
سلام دوستان!خوبین؟؟؟چه خبرا؟؟؟

وقتی که داشتیم این مطلبو می نوشتیم ساعت دقیقا7:55صبح بود ومن ودوستان تو کلاس استان

شناسی دبیر مربوطه آقای ب.ب نشسته بودیم به جای گوش کردن به درس داشتیم این مطلبو

می نوشتیم !!

چقدر خفن..........................................یعنی به ما میگن خر خون بعدم انتظار داریم

دکتر ومهندس بشیم واینا..


عرض شود که امروزا یه سخت گیری هایی تو مدارس میشه که سخت تر از شکنجه های

زندان اوین هست مثه همین طرح جمع آوری کریپس های دختران که سر صف حدودا نصف

دانش آموزان رو نگه میدارن و کریپس های خوشگلشون رو میگیرن.........یه همچین مدرسه

هایی داریم ما....

فک کنم با این کریپس هایی که میگیرن آمار فساد وطلاق و...پایین میاد !!


یا اینکه تازگیا واسه ما مامور مخفی بالباس شخصی هم گذاشتن که میگن هرکس بره دوروبره

در مدرسه بپلکه شریک جرم محسوب میشه ماهم هنگ کردیم ونمی دونیم چه جرمی صورت

گرفته که چنان مارو در تنگنا قرارمیدن...

به خدا مابی گناه هستییییییییییییم!!!

واقعا این برنامه ها چیه که کریپس هارو میگیرن فک کنم سال بعد کش هاروهم میگیرن یعنی با

یه کریپس وکش ما منحرف میشم یاپسرارو منحرف میکنیم یا موجب خوشگلی ما میشه که

ممکنه مارو چشم بزنن یا باعث بدحجابی میشه .........ها؟؟؟بگین با؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

واقعا ماتو این مدرسه ها فکر میکنیم مثه مایکل اسکوفیلد تو فرار از زندان  تو زندانی هستیم

که همش بیزاریم و فکر فرار به سرمون می زنه!

من خودم شخصا که اصلا قانع نمیشم..........بهتره چیزای دیگه ای رو از مدارس جمع

کنن.............


فک کنم آدم یه کم open mindباشه بدنیست...............


بریم بخندیم بابا............بخند به روی دنیا دنیا به روت بخند


مامانم اومده میگه : به نظرت شام چی بخوریم ؟
میگم : سبزی پلو ماهی…
میگه : گمشو بابا میخوام استانبولی درست کنم!!
خب مادر من اینکه میگی “به نظرت” دقیقاً منظورت چیه ؟؟
فک و فامیه ما داریــــم؟!


ﻏﻀﻨﻔﺮ ﺗﻮ ﮊﺍﭘﻦ ﺭﺍﻧﻨﺪﻩﯼﺗﺎﮐﺴﯽ ﻣﯿﺸﻪ
ﻫﺮﮐﯽ ﺑﺮﺍﺵ ﺩﺳﺖ ﺑﻠﻨﺪ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﻣﯿﮕﻪ
ﺷﻮﺧﯽ ﻧﮑﻦ ﺩﯾﮕﻪ
ﺗﻮﺭﻭ ﺍﻻﻥ ﺭﺳﻮﻧﺪﻡ!


من نمیدونم این چه کاریه که همیشه میگن باید ازصفر شروع کنیم،
من خودم یه بار از ۷۶ شروع کردم اتفاقا خیلی هم خوب جواب داد..!


پسر داییم تو کنکور ۱۰۰تا مونده به آخر شده
بعد داییم شیرینی پخش کرده
به داییم میگم چرا خوشحالی حالا؟
گف آخه فک نمیکردم ۱۰۰نفر از این خنگ تر باشن !فک و فامله داریم ؟!


چیزی لذت بخشتر از زدن بچه ی پرروی مهمان دور از چشم پدر و مادرش نیست !!

زنگ زدم مامانم که واسه تولد بابا چی کادو بگیرم؟
میگه از این ماهیتابه پیرکسا بگیر اونایی که داشتیم
شیکسته


من و دوستم تو این مطلب قصد توهین به کسی نداریم...ومی خوایم یه کم از حال واحوالمون

تو زنگ های مختلف بنویسیم..


زنگ زیست:معلم این درس واقعا حرف نداره و تدریسشونexcellentهستش و از جون مایه

میذارن تواین زنگ خیلی  خوش میگذره پرسش رو هم کنسل میکنیم و می شینیم مثه سینما فیلم

می بینیم فقط پفک و چیپسمون کمه...


زنگ جغرافیا:من که نمیدونم معلم این درس چه جور تدریس میکنن چون همیشه در این زنگها

درحال تفریحیم مثه امروز ولی ایشون خیلی آقایی میکنن که به ما چیزی نمیگن وماهم پررو

میشیم من که خودم جای ایشون بودم با لگد دانش آموزانی مثه خودم رو پرت میکردم بیرون..


زنگ فیزیک:تو این زنگ املامون رو تقویت میکنیم وبس...........


زنگ ادبیات:این سه درس (ادبیات وزبان فارسی ودفاع)که دست یه معلم هستش تویه زنگ هم

ادبیات میخونیم هم زبان فارسی هم دفاع هم امتحان میدیم ودرآخرهم چند دیقه ای وقت اضافه

میاریم...یه همچین سرعتی داریم ما..........


زنگ شیمی:والا من که یادم نمیاد تواین زنگ درس خونده باشیم چون فقط امتحان میدیم

وبس.....


زنگ ریاضی وهندسه:اول این زنگ تنفس میکنیم (مردم تنفس یعنی استراحت)وسط زنگم تنفس

میکنیم آخر زنگم تنفسمون روبه توان میرسونیم کلا به جای ریاضی خوندن نفس میکشیم....


زنگ زبان خارجه:کلمات ازتوصیف این زنگ عاجزه.معلمون یه کتاب از پایتخت گرفته فک

میکنه مانمیدونیم که اسمش چیه هی از اون کتاب از ما امتحان میگیره وهیچی دیگه ماهم می

نویسیم....


زنگ عربی:کافیه تواین زنگ یه بحث بندازیم دیگه معلممون هم قاطی جمع مامیشه وتا

اخرزنگ درباره اون بحث میحرفیم آخرش هم میگه :اوشاغلار درسیمیز گالدی ها.....


ولی نگران نباشید هرچی هم باشه ما آخرش پزشکیم و پزشکیم (البته من دندانپزشکم)ولاغیر....


اگه هدف زندگیتون این باشه که برید اونور آب واقعا آدمای اوسکلی هستید.
چون تا پاتون برسه اونور آب…
اینور آب میشه اونور آب و باز هم می خواید برید اونور آب


آنجلیناجولى اگر ایرانى بود در نوجوانى ازسوى دوست و آشنا
یه لقب “لب شترى” بهش داده شده و اعتماد به نفسش نابودشده بود
و الآن منشى درمانگاه بود !


سلامتی اونایی که منو به خاطر خودم میخوان … نه واسه پرایدم…!


دیوار موسسه ی بیمه رو تازه رنگ کرده بودن
کنارش نوشتن “لطفا روی دیوار چیزی ننویسید”یکی اومده با اسپری روش نوشته :
“چشم داداش شما جون بخواه”…!


دیروز تو تاکسی بودیم رانندهه رفت بنزین بزنه با یه راننده دیگه دعواش شد
یارو به راننده ما گفت “تومسافرکشی؟ تو عـَـــــن کشی…
ما چارتا تو ماشین
فقط نمیدونم این بغل دستی من چرا ، تا وقتی که برسیم همش به افق خیره بود


دقت کردین وقتی تو خونه تنهایین
از شیر حموم گرفته تا یخ ساز یخچال دست به دست هم میدن تا بترسی ؟



وقتی که بیکاری ، بی حوصله ای ، تنهایی هیچکی اس نمیده …
حالا وقتی که سرت شلوغه ، تصادف کردی ، پشت فرمونی
تو حمومی ، داری خرید میکنی هزار تا اس میاد واست ؟؟؟



خیلی ممنون که این مطلب رو که حاصل تلاش من ودوست عزیزم هستش رو تا آخر

خوندین...

براتون بهترین هارو آرزو میکنم...

نویسندگان :رویا وهستی سابق


ناشنوا باش ...!وقتی همه از محال بودن آرزوهایت سخن میگویند...!





سه شنبه یکم اسفند 1391 6:26نویسنده رویا| |
i413141_11.gif (242×58)
دنیای بی ارزش

سلام گل قشنگم ،آسمون  یه رنگم / کاش بدونی عزیزم ، چقدر برات دلتنگم . . .


سلااااااااااااااااام عزیزای من...میخواستم کمی متفاوت شروع کنم بخاطره همین این شعرو گذاشتم


خوبیییین؟؟؟؟؟وای چقددلم براتون تنگ شده بود....چندماهی بود که نبودم البته بودما ولی اینقد درس داشتم


یاسرم شلوغ بود یاحسشونداشتم نمیتونستم آپ کنم....زندگی سخته دیگههههههههههههه....


این چندماه اصلا خوش نگذشت ونمی گذرد..اتفاقای خوب وبدی افتاد تغییراتی در زندگی به

وجود اومد



تجاربی کسب کردیم مطالبی آموختیم درس خوندیم آدم شدیم خلاصه خیلی کارا کردیم .............


اول از همه میخوام به دوست عزیزم به خاطره فوت پدره گرامیشون تسلیت بگم:


نسترن گلم خیلی ناراحتم از این اتفاقای پیش اومده.....تقدیره دیگه نمیشه کاریش کرد میدونم خیلی سخته


به خدا وقتی بهت فکرمیکنم چشام پراشک میشه  ولی کارای خداهیچ کدومشون بی حکمت نیست امیدوارم


صبروتحمل زیادی داشته باشی که میدونم دختره قوی هستی منم توغمت شریک بدون خیلی دوست داشتم


کنارت بودم حداقل میتونستم از نزدیک به دردودلات گوش بدم توتنها دوستم بودی که میتونستم همه چیرو

راحت بهش بگم

امیدوارم توآینده نه چندان دور پیش هم باشیم .....برات بهترین هارو آرزومیکنم وامیدوارم بعداین اتفاقا بازم


مثه نسترن  سابق باشی که همیشه لبخند رولبش بود...........خیلی دوست دارم


 


اندوه ما در غم از دست دادن ان عزیز بزرگوار در واژه ها نمیگنجد تنها

میتوانیم از خداوند برایتان صبری

عظیم و برای آن مرحوم روحی شاد و آرام طلب كنیم....


خوب دوستای گلم دیگه چه خبرا؟؟؟؟؟؟؟


این روزا اصلا حالم خوب نیس خودمم نمیدونم چرا؟؟؟؟برا منم دعا کنین


وااااای از دست این امتحانای سخت ونمره های .............البته به نظره من نمره زیاد مهم نیس...مگه نه؟؟؟؟؟


یه کم بریم لبخندبزنیم.........



ای بابا دیروز رفتم یه آیفون ۵ خریدم

پشیمون شدم مگه لامصب از جیب در میاد؟

هیچی دیگه رفتم پس دادم یه GLX گرفتم


خانومه تلفن زده به بابام

که ما یه دستگاهی میفروشیم که قیمت قبض برق رو تا ۳۰% کاهش میده

بابام بهش گفت:

ممنون پسرم کنتور رو دستکاری کرده قبضمون ۱۰۰% کاهش داشته

اگه خواستید نصف قیمت واسه شما حساب میکنیم !

 

یه سری هم هستن هنوز رو ماشین ها میان می نویسن :

” لطفا مرا بشویید”

اینا آخرین بازمانده های نسل دایناسورها هستن !


مراقب سر جلسه امتحان اومد گفت کارت ورود به جلسه ؟

گفتم اصن به قیافه من میخوره درسخون باشم جای کسی‌ بیام امتحان بدم ؟

گفت خداییش نه و ول کرد رفت !


امروز از تلفن عمومی زنگ زدم خونمون

صدام رو عوض کردم بابام گوشی رو برداشت بهش گفتم

ما پسرتون رو دزدیدیم ۱۰۰ هزار تومن بیارین به این آدرس

و گرنه پسرتون رو میکشیم

بابام برگشت گفت ۲۰۰ تومن میدم یه جوری بکشینش طبیعی به نظر برسه ! :(


سر امتحان استاد ها سوالاتی میدن که ما تا حالا ندیدیم !

در عوض ما هم جواب هایی میدیم که اونا به عمرشون ندیدن !


حداقل نمیخندین پولشوبدین.......


دوست داشتم بیشتر بنویسم ولی راستش نمیتونم بنابر دلایلی.........


راستی نظر یادتون نره.....امیدوارم همتون امتحاناتتون رو خوب داده باشین


براتون بهترین هارو آرزو میکنم..........


چه “شوری” میزند دلم وقتی…

در چشم دیگران

انقدر “شیرین” میشوی !


سه شنبه نوزدهم دی 1391 9:51نویسنده رویا| |
i413141_11.gif (242×58)
♥♥♥حال و هوای مدرسه♥♥♥♥
سلام سلام صدتا سلام.........چطورین دوستای گلم؟؟؟؟؟؟؟؟؟چه خبراااا؟؟؟؟؟؟؟؟؟نمیدونم از کجا شروع کنم وبنویسم....معذرت میخوام بخاطره اینکه خیلی دیر آپ کردم راستشو بخواین هم سرم شلوغ بود وهم حسشو نداشتم که بخوام مطلب بذارم....

دیروز یاده خاطراتم افتادم خاطراته ابتدایی............چقد شیطون بودیمبعضی از بچه ها بودن که تا مامانشون پاشونو از مدرسه میذاشت بیرون شروع میکرد به گریه کردن خیییییلی باحال بودن یا بچه هایی که موقع رفتن کیفشون یادشون میرفت البته واسه ی من هیچ کدوم از این اتفاقا نیافتاده

 

اینو داشته باشیییییین☺☺☺☺☺☺☺

 

خوب   دیگه چه خبرا؟مدرسه ها هم که داره کم کم باز میشه دردوسرها شروع میشه خدا به دادمون برسه وااااااااااای اون معلم هایی که هر هفته امتحان میگیرن ومیگن انرژی خورشید رو محاسبه کنید...............بازم التماس کردنا شروع میشه........البته ما که التماس نمیکنیم ♣

 

 

 اینم یکی از تفریح های سالم درکوچکترین فرصت حاصله بود.....

ما که اینجوری هستیم دیگه شمارو نمیدونم...........یادش بخیر روزی روزگاری گوشی برده بودیم ده بیست نفر از کلاسمون رو به دفتر بردن دیگه جونم واستون بگه هی بازجویی میکردن از ما ماهم لام تاکام چیزی نمیگفتیم و خلاصه ی کلام اولیای گرامی تشریف آوردن............

امسالم دیگه بیشتر دوستان رفتند رشته های دیگر واز ما جدا شدند البته دوستای صمیمون نبودن ومنم رفتم تجربی ایشالا دندانپزشک آینده خودمم واسه موفقیتم دعا کنین.......... 

 

 در مدرسه زندگی در کلاس دنیا ، سر زنگ املا ، یادمان باشد برای محبت
تشدید بگذاریم تا نیم نمره از محبت ها کم نشود . . .

 

باز آمد بوی ماه مدرسه / بوی دختر بازی های راه مدرسه

 

تا حالا دقت کردین وقتی سوهان میخوری ۹۵%ش

میره لای دندونات و فقط ۵%ش نصیب معدت میشه؟!!!

 

دقت کردین !وقتی دعواتون با یکی تمام میشه تازه کلی جواب های دندون شکن به ذهنتون میرسه

 

تو دوران مدرسه هفته آخر عید که میشد همه قول وقسم می خوردیم جمعا نیایم مدرسه!فردا که میشد همه اومده بودن ببینن کی نیومده. یعنی عاشق اون اتحادمون بودم !!!

حال کردییییییین....بخندین دیگه ضایع نکنین☺☺................

یکی از راه های پیچوندن:توهندسه شدی ۷مامانت ازت می پرسه چند شدی؟میگی ۷بعد میگی تازه من خوب شدم ۱۰ هم نداشتیم چه برسه به بیست..........

+مدرسه..............

مدرسه:زندان آلکاتراس                                            زنگ مدرسه:حمله ی آپاچی ها        

 معلمان مدرسه:جنگجویان کوهستان                            رفتن به پایه تخته سیاه:عملیات کرکوک

بیرون ازمدرسه:خارج ازمحدوده۱۸قدم                        نگاه دانش آموز به معلم:میخواهم زنده بمانم

تعطیلات مدرسه:روزهای خوش زندگی                       گرفتن نمره بیست:یک بار برای همیشه

امتحانات شهریورماه:شانس زندگی                             اخراج از مدرسه:مهاجرت

تقلب:چشم هایم برای تو                                            کارنامه:آن سوی آتش

مبصر:افعی                                                          زنگ زیست:راز بقا

دفتر مدرسه:منطقه ممنوعه                                       پنج شنبه ها:خانه دوست کجاست

بردن کارنامه به خانه:خانه درآتش                             کارنامه تجدیدی:سالهای دور از خانه

انجمن مدرسه:ارتش سری

باحال بوووووود☻☻☻

 

خوب عزیزای من  وقتتنو خیلی گرفتم امیدوارم از این پستم خوشتون بیاد ایشالا موفق بشین نمره های خوب بگیرین راستی نظر یادتون نره .....    براتون بهترین هاروآرزو میکنم....

 

              هنر انسان‌بودن و انسان‌ماندن، یک هنر منحصر‌به‌فرد است.

 

سه شنبه بیست و یکم شهریور 1391 22:51نویسنده رویا| |
i413141_11.gif (242×58)
زلزله........................
سلام دوستان.خوبین؟ چه خبراا؟؟؟؟

 

سلام زلزله

دیروز که آمدی من و لیلا و حمید روزه کله گنجشکی بودیم

فرصت افطار را هم ندادی

عجله ات برای چه بود ؟؟؟؟؟؟؟؟

 
این بار زیادتونوشته هام ذوق نکردم وخو شحال نیستم........خوب حق دارم هم استانیم داره زیره خاک جون
میده اون وقت ماوبقیه وتلویزیون............

 

 

 

وای داره قلبم آتیش می گیره خیلی دردناکه..................چیکارکنیم دیگه سرمون اومداون

روز زلزله شهرمون نسبت به اهروهریس زیادشدیدنبود ولی همه داشتن دعا میکردن که بلایی

سرمون نیاد  من یه لحظه از زندگی سیر شدم فکرشوبکنین تویه چشم بهم زدن خونت روسرت

خراب شه.خونوادتواز دست بدی ...........من که هرلحظه که بهشون فکرمیکنم اشکم درمیاد ای

خدااااااااااااااااااااااااااااااااا....................

 

 

 

هیچی نمیتونم بگم اصلا زبونم بند میاد وقتی میبینم هموطنم به این وضع افتاده

ای خداااااااااااا مگه اینا چه گناهی داشتن !!.................................

 

گناهی نداشتن ازقدیم گفتن(هچ کیمین چراغی صبحه جن یانمیر)راس گفتن دیگه.....آره دوستای

من نمیدونم چی بگم

 یادتونه بعضیا جک میگفتن ولی الان دیگه باید اینجوری گفت:

 
 
یه روز یه ترکه رفته بود سرکار......
.
.
.

.
.
.
.
.
موقع برگشتن ديد تموم خونوادش زير اَوارن.....
 
 
 
 
گل من گریه نکن..............زلزله چیکار کردی ببین ...ببین بغضش چقدسنگینه........دیگه
 
مامانت نیس برات شبا قصه بگه..........از کلیه دوستا میخوام که بدون صرف وقت به هم
 
وطنی هاشون کمک کنن حالاهرجورکه دلتون میخواد کمک کنین فقط یادتون نره شایدهنوز در زیر
 
خاک قلبی می تپد...........
 
 
میگن یه مادری کناره بجش که تازه از زیرآواردر آورده بودن اینجوری میگفت:
 
آروزهای ش را چه می شود؟
کودک م را کفن پوشیدم
به جای لباس عروسی !

 

متاسفم که با این حرفا وعکساناراحتتون کردم  فقط یه خواهشی ازتون دارم :خواهش میکنم

 

کمکشون کنین خودتونو جایه اونا بذارین یه لحظه درک کنین حالشونو......................مگه

 

نمیگن نقشه ایران شبیه گربه است الآن هم سرگربه آسیب دیده ایشالا باهمکاری همه هموطنانمون

 

سرشم میسازیم البته با کمک ودعای شما عزیزان...........

 

بازم براتون بهترین هارو آرزو میکنم وبه همه ی اونایی که عزیزاشونو از دست دادن تسلیت

 

میگم ....

                                                تسلیت آذربایجان

 

 آري, مادر رفت و تمام دلتنگيهايم را نيز با خود برد.. 
                   

وتنها يادگارش همان لبخندي بود که سالها در انتظارش بودم..

 

دوشنبه بیست و سوم مرداد 1391 9:47نویسنده رویا| |
i413141_11.gif (242×58)
عاشقانه.............
             آدمک آخردنیاست بخند    

                         آدمک مرگ همین جاست بخند

                                 دست خطی که تورا عاشق کرد

                                               شوخی کاغذی ماست بخند   

                                                          آدمک خرنشوی گریه کنی 

                                                                     کل دنیا سراب است بخند

                                                                               آن خدایی که بزرگش خواندی

                                                                                          به خدا مثل توتنهاست بخند

                          .........................................................................................

 

سلاااام به دوستای قشنگم یا به قول اس ام اس های امروزی 

س!!!............... خوبین؟؟؟چه خبرااااااااااا؟؟؟البته این کلمه هادیگه

خیلی کلیشه ای شده.یا بهتره اینجوری بنویسم.

 

 سلام بهونه قشنگ من برای زندگی

آره بازم منم همون دیونه همیشگی

فدای مهربونیات چه میکنی با سرنوشت؟!

دلم واست تنگ شده بود این نامه رو برات نوشت!


 

من شعره آغازین روخیلی دوست دارم بخاطره همین خواستم نثاره شما دوستای گلم کنم خیلی

 قدیمیه ولی خوب همیشه یادآورخاطرات خوبی هست.چندروزبود که میخواستم بیام آپ کنم ولی

 حوصله نداشتم خودتون بهتر میدونین تواین ماه آدم نمیتونه حرکت کنه.

 

من که فقط میخوابم !!!!اگه۱۷ساعت روزه باشیم من۱۲یا۱۳ساعتشوخوابم کلاس زبانم به زور

 میرم البته جاتون خالی یه معلمی داریم که خیلی بامزه است وفقط می خندونه البته درکناره

درس.....

 

دیروز یکی از دوستام بهم اس داده....س.خوبی ؟؟ش ندارم.ج بده

 

یه کم فک کنین آخه این چه طرزه نوشتنه؟؟ من که واقعا ازاین جورنوشتنابدم میاد آخه می مردی

کامل می نوشتی خوب بهتره خونمو کثیف نکنم.(قابل توجه بعضی ازدوستای نازنینم که دیگه

اینجوری بهم اس ام اس ندن)

 

این پستم یه کم متفاوته تو مایه های عاشقانه هست البته یه کوچولوطنزم داریم...چون نمیخوام زیاد

توحس برین وفرداهم زبونم لال زبونم لال افسرده بشیییییین مامانتونم بیاد یقه ی

منوبگیرهههههه.........والاااااااااااا..............

 

عاشقاااااااااااانه......................................................

 

به چه می خندی تو؟

 

به مفهوم غم انگیز جدایی؟

 

به چه چیز؟

 

به شکست دل من؟

 

یا به پیروزی خویش؟

 

به چه میخندی تو؟

 

به نگاهم که چه مستانه تو را باور کرد؟

 

یا به افسونگری چشمانت که مرا سوخت و خاکستر کرد؟

 

به چه میخندی تو؟

 

به دل ساده ی من میخندی که دگر تا به ابد نیزبه فکر خود نیست؟

 

خنده دار است بخند.........

 

شاید بعضی ها به عشق ایمان نداشته باشن وبگن که اینا همش چرته اره بعضیا راس میگن

شایداین عشقای خیابونی مزخرف باشه ولی اگه نیمه گمشده ی خودتوپیداکنی شایدکله

زندگیتوباعشق سرکنی نمیدونم شما مجیدخراطهارو میشناسین یانه. یکی از خواننده های

موردعلاقه ی منه ترانه هاش محشره درسته کمی غمگینه ولی بیشتره موقع ها آدم روآروم میکنه

که من زحمت میکشم وچندتا از بیتاشو براتون می نویسم...........

فردا.......................

 

خداوصیت منو گوش بده ناممو بخون

 

شاید دیگه من نباشم مواظب عشقو بمون

 

میسپارمش بهت میرم تمومه تاروپودمو

 

یه وقت نیای برنجونیش کسل کنی وجودمو

 

خدایه وقت کسی نیاد بدزده قلب سادشو

 

کسی نیادتوزندگیش بشین زیرسایشوبهش بگه دوسش دارم

 

خیلی بده زمونمون سپردمش بهت مواظب عشقم بمون...............

 

خوب بووووووووووووووووووود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟تازه میخواستم همشوبنویسم بعدیادم

اومدکه اینبارمیخواستم طوری بنویسم که حجمش کم باشه.....آره دیگه اینجوری یاس..............

حالابریم چندتاجوک بخونیییییییییم....

 

کلاس گذاشتن جدید دخترا: من خواستگار مرغ فروش داشتم ردش کردم!!!!!!!!!!

 

كارت عروسي حيف نون:
شروع مراسم از ساعت 6 تا وقتي كه دعوا شد!!

 

انواع عقیده در تولید :
امریکایی : هم خوب کار کنه هم با دوام باشه
انگلیسی : جنسش خوب باشی و مشتری راضی باشه
ایرانی : تا وقتی مشتری میخره سالم باشه بعد که خرید مهم نیست
چینی : فقط ایرانی بخره

               .............................................................

 

دوستای من! اگه توزندگیتون  کسی رودوس دارین بهتره بااحساساتش بازی نکنین یابه قول هستی

جوون دل کسیوبه بازی نگیرین چون روزی هم میرسه که شماروبه بازی میگیرن

بدجوری...........

 

امیدوارم از این پستم هم خوشتون بیاد........به سلامتی همه عاشقاوهمه ی شماعزیزای خوبی که

تاآخرش خوندین وبرام نظرگذاشتین.............. 

 

 

اول از همه برایت آرزومندم که عاشق شوی،

و اگر هستی، کسی هم به تو عشق بورزد،

و اگر اینگونه نیست، تنهائیت کوتاه باشد،

و پس از تنهائیت، نفرت از کسی نیابی.

آرزومندم که اینگونه پیش نیاید، اما اگر پیش آمد،

بدانی چگونه به دور از ناامیدی زندگی کنی… ویکتور هوگو


 

 

سه شنبه دهم مرداد 1391 9:20نویسنده رویا| |
i413141_11.gif (242×58)
ماه رمضان

هرچه داریم از خداست و هرچه توان داریم برای خدا باید خرج کنیم.

با ادب خاص خود وارد این مهمانی بی مانند بشویم . . .

ماه رمضان بر شما مبارک.

 

سلاااااااااااااام دوستای گللللم...چططورین؟؟؟چه خبرااااااا؟؟؟

دوست داشتم آپ جدیدم در مورد ماه رمضون باشه...البته بیشترش طنزه چون میخوام شما دوستای گلم با اینکه تشنه وگرسنه هستین یه لبخندی رو لبتون بشینه دیگههههقبل از هرچیزی شما رابه خواندن حدیثی کوتاه دعوت می نمایم............

پيامبر صلى الله عليه و آله فرمودند:

شَهرُ رَمَضانَ شَهرُ اللّه عَزَّوَجَلَّ وَ هُوَ شَهرٌ يُضاعِفُ اللّه‏ُ فيهِ الحَسَناتِ وَ يَمحو فيهِ السَّيِّئاتِ وَ

هُوَ شَهرُ البَرَكَةِ؛

 

ماه رمضان، ماه خداست و آن ماهى است كه خداوند در آن حسنات را مى‏افزايد و گناهان را پاك مى‏كند و آن ماه بركت است.

(بحارالأنوار، ج 96، ص 340، ح 5)

 

حالا بریم توفازه خنده...........

چندتاطنز..........................................................

آخرین خبر:

به دلیل استقبال بی نظیر شما مسلمانان عزیز

زمان اذان مغرب یک ساعت تمدید شد!

 

در این شبهای رمضان ، تو را به خدا سر سفره افطار

دستهات رو با خلوص نیت به آسمان دراز کن

و همون بالا نگهدار بزار بقیه هم یه لقمه بخورن خب !

 

آیا می دانستید

مستحب است قبل از افطار دعای جوشن کبیر بخوانیم !؟

 

آمد آن ماهی که نامش رمضان است

معده از آمدنش شدیدا نگران است !

 

ای کسانیکه روزه نمیگیرید…….حداقل افطار کنید….. !

چون از قدیم گویند کار را آن کرد که تمام کرد !

 

به طرف میگن چراروزه نمیگیری؟

میگه : مشکل دارم، نمیشه

میگن مشکلت چیه ؟

میگه : گرسنه ام میشه !

 

 

میدونم که همه ی شمامثه من دارین از گرسنگی وتشنگی تلف میشین هی به ساعت نگاه میکنین

ومیگین اینم ماروسرکارگذاشته هاااااااااااا......ولی فک کنم تواین اوضاع روزه گرفتن هم ثواب

داره هم به نفع خونواده هاس والا من که از قیمت ها خبرندارم ولی میدونم که قیمت همه

چی دوسه برابر شده خوبه دیگه آدم روزی یه بار غذامیخوره البته نخوردیم هم نخوردیم اونم فی

سبیل الله حساب می کنیم...واقعا جای تاسف داره این اوضاع.....

بگذریم... میگم بهتر نبودبه جای یه ماه روزه گرفتن تو تابستون اونم تومردادماه دوماه توزمستون

روزه می گرفتیم.فک کنم خوب باشه.........فک کنم بعده دوازده سال دیگه رمضون بیفته

آخرای زمستون.....عجب خیال پردازی هایی میکنم ها ...

 

حالا این چیزارو ولش کنین بریم چندتاعکس که کپی پیست کردم رو ببینیم...

 

دوستای گلم حال کردین عکساااااااااااااااااارو....

 

یادش به خیربچه که بودیم روزه نمی گرفتیم یااگه می گرفتیم کله گنجشکی بود...عجب دورانی

بود..........ازهفت دولت آزاد بودیم ...ولی الآن چی؟؟؟به نظره من انسان مثه مسافره تواین

دنیا وروزه هم بر مسافرواجب نیس.نظره شماچیه؟؟؟

 

عزیزان چندتا مطلب کوتاه ازکتاب(هول نباش خوشبخت باش)انتخاب کردم

که در اختیارتون میذارم...

 

-به این پندمهم از(کی لایونس)توجه کنید:دیروزیک چک برگشت خورده است.فردایک چک وعده داراست.وامروزپول نقدی است که دراختیارداری-پس آن راعاقلانه خرج کن.

 

-هرغروب باغروب روزپیش فرق می کند پس به دلیل منحصربه فردبودنشان تماشای هیچ یک را ازدست ندهید.

 

-دست کم برای یک بارهم که شده درزندگی تان درختی بکارید.گاهی بدنیست درختی را هم در آغوش بگیرید.

 

-ازاین فلسفه پیروی کنید:بالاخره فهمیدم تنهادلیل زنده بودن این است که از زندگی لذت ببریم.

 

-هرگزباافرادبدقول قرارنگذاریدآنان برای شمااحترام قائل نمی شوند ووقت گرانبهای شما راتلف می کنند.

 

امیدوارم از این جملات خوشتون بیاد...

خوب حالا اینارم داشته باشییییییین...

به نام خدا علیرضا هستم دیشب تا صبح از دندون درد پشتک میزدم

امروز رفتم دندون پزشکی میگه دندون علقت از زیر دندون ۸ داره میاد بیرون

پیش فاکتور داده بهم حدود ۵۰۰۰۰۰ تومان

با مزه پرونی های خانوم دستیار ۶۰۰۰۰۰ برام آب میخوره

منم : ۶۳۸۰ تومن داخل عابر بانکم وجود داره میرم همشو پروفن میخرم :|

 

 

- واسا دنیا من میخوام پیاده شم ….
-پیاده شو..
-اِاِاِ مگه میشه ..
-بله آقا پیاده شو کار دارم…..
-نه آقا غلط کردم برو…

 

همسایه دیوار به دیوارمون ۲ شب اومده زنگمونو زده میگه :

احیانا این سوناتا مال شما نیست دمه در ما گذاشته !؟

میگم : نه مال ما نیست !

میگه : آررررره حدس می زدم شما از این فک و فامیلا ندارین !

 

دوره زمونه عوض شده، الان دیگه غاز همسایه مرغه !

(در راستای گرانی مرغ)!

 

 

همیشه اولین باری که مامانت صدات میکنه که بری واسه شام/نهار، نرو !!!

این یه توطئه ست، میخوان ازت کار بکشن…!!!

 

خب دوستای نازنینم امیدوارم از این پستم هم خوشتون بیاد نماز روزه هاتونم قبول.براتون بهترین

هارو آرزو میکنم..............

 

 

زمستانی سرد،كلاغی غذانداشت تاجوجه هاشو سيركنه،گوشت بدن خودش روميکندومیدادبه جوجه

هاش.زمستان تمام شدو کلاغ مرد.امابچهاش زنده ماندنوگفتند:خوب شدمرد،راحت شدیم ازغذای تکراری!
این

است واقعیت تلخ روزگار.!!

دوشنبه بیست و ششم تیر 1391 23:12نویسنده رویا| |
i413141_11.gif (242×58)
سفر
سلام به دوستای گلم!!خوبین؟؟چه خبراااااااااا؟؟چندهفته بودکه من نبودم ونتونستم به موقع آپ کنم

واقعامعذرت میخوام.........

 

راستش رفته بودم سفر تایه کم حال وهوا م عوض شه رفته بودم پایتخت کشورمون واستان

زیبای البرز......(البته به زیبایی تبریزمون نیست ) خیلی خوش گذشت هرروز جایی می رفتیم و

کلی خوش میگذروندیم وجای شما دوستان عزیییییییییزواقعا خالی...

 

میخوام یه کم از خاطرات سفرم براتون بنویسم:من زیاد به کرج میرم .وقتی که به فردیس(منطقه

ای در البرز)وارد میشی احساس میکنی داری تو لس آنجلس قدم میزنی والبته لس آنجلس غلط

میکنه پیش فردیس!!! وضع دخترپسراواقعا خیلی بده دخترخانومای گل از این شلواررنگی ها می

پوشن موهای رنگ کردشونوقشنگ میریزن روشونشون (بیچاره پسراچیکارکنن)البته آقایون

محترم هم کم از دخترا ندارن همون شلوارارو می پوشن موهاشونو به قدری فشن می کنن که

وقتی می بینیشون باید بسم الله بگی ....که تو عربستان کرج رو اروپا ختاب میکنن(زیاد خوب

نیس این موضوع)...البته به ما ربطی نداره چون همه راه زندگیشونو خودشون تعیین میکنن

 رفتیم بام کرج یاهمون بام عظیمیه خیلی جای باصفاوباکلاسی بود بازم جاتون خالی رفتیم

بالای کوه صبح زود یه چای داغ بایه صبحانه ی مشتی خوردیم وبرگشتیم ........

 

چندتاپ ن پ جدید داشته باشیییییین..........

سرسفره عقد :
عاقد : عروس خانم وکیلم؟؟؟؟
عروس: پـَـَـ نــه پـَـَــــ رئیس قوه قضاییه ی کل تهران بزرگی !!!

 

 

بهش میگم : دیگه می خوام ازت جدا شم !
میگه : این حرف آخرته ؟
پ ن پ این خلاصه ای بود از اخبار ایران و جهان ،
لطفأ به ادامه ی خبر توجه فرمایید !

 

 

 

رفتم کتاب فروشی میگم بوف کور دارین؟ میگه
کتابشو؟
گفتم : پ ن پ خودشو ، یه فرد خیر پیدا شده که حاضر تمامِ هزینه های درمانشو متقبل شه…..!

 

 

رفتم صندلی بخرم واسه کامپیوتر، یارو گفت: راحت باشه؟
پ ن پ خار داشته باشه…

 

                    .............................................................................................

 

خوب دوستای نازنینم حال کردین پ ن پ هارو........امیدوارم خوشتون بیاد.بریم سراصل

مطلب:

بعد۱۶روز داشتیم برمی گشتیم که تصمیم گرفتیم بریم فومن وقلعه رودخان.ودوباره جای شما

خالی...جای خیلی سرسبزودلنشینی بود واقعا آدم روحیه می گرفت بازم صبح  رفتیم قلعه

رودخان فک کنم نزدیک سه کیلومترراه بود البته باپله که اونم نزدیک دوهزارتامی شد خیلی سخت

بود ولی آدم لذت می بردودوس داشت که بره بالاتر وقتی رسیدیم بالایه چاهاردیواریه کلنگی بود

که ارزش اون همه سختی بالا رفتن رونداشت ولی خوب یه کم ورزش کردیم ویه عالمه لواشک

ملس وترش خوردیم.....واقعا خیلی خوش گذشت آدم بایدبعضی موقع هاقیدهمه چی رو

بزنه وبره عشق وحال وصفاسیتی.توصیه میکنم شماهم یه استراحتی به خودتون بدین دوستای

عزیزم...

 

یه شعرعاشقانه........................................................................

 

محکم تر از آنم که برای تنها نبودنم

 

آنچه را که اسمش غرور گذاشته ام

 

برایت به زمین بکوبم...

 

احساس من قیمتی داشت

 

که تو برای پرداخت آن فقیر بودی...

                      ..............................................................................

 

خوب دوستای گلم این پستم یه  کم متفاوت بودخواستم برای اولین بار خودم بنویسم که امیدوارم خوب

نوشته باشم خوشحال میشم بخونین و نظربذارین. 

 

باد می وزد …

میتوانی در مقابلش هم دیوار بسازی ، هم آسیاب بادی

تصمیم با تو است . . .

سه شنبه بیستم تیر 1391 22:33نویسنده رویا| |
i413141_11.gif (242×58)
خرت که از پل بگذرهههههه..................
خدایا قول میدم .......
سه شنبه سی ام خرداد 1391 0:59نویسنده رویا| |
i413141_11.gif (242×58)
آیاواقعا حق خانم ها پایمال شده؟؟؟؟؟؟؟؟

سلام به دوستای گلم....خوبییین؟؟ امروزامتحان ها هم تموم شد ماراحت شدیم  امیدوارم همه ی شما امتحاناتونو خوب داده باشین...واقعیتش من تازه اول راهم اگه مطلبام خوب نبود به بزرگواری خودتون ببخشید منتظر نظرهاتونم هستم  
در کودکی:

پسرها هر وقت شیطنت میکردند یک سیلی محکم صورتشان را نوازش میکرد
دخترها هر وقت شیطنت میکردند یک ضربه فانتزی به ماتحتشان میخورد.
خودتان قضاوت کنید : کدام ضربه درد بیشتری دارد؟


روزهای جمعه که مدرسه ها تعطیل بود :
پسرها برای خرید نان مجبور به بیگاری در صف نان بودند
دخترها کنار عروسک هایشان لالا میکردند


هنگامی که کارنامه ها را به دست والدین محترم میدادند :
پسرها شدیداً بخاطر نمرات پایین سرکوفت می خوردند و البته گاهی هم ممنوع شدن از مشاهده کارتون
دخترها هیچی نمیشدند . چون قرار بود در آینده ازدواج کنند و نان آور خانه هم نخواهند بود


هنگامی که پدر خانواده شب به منزل می آمد :

پسرها فرار میکردند و یه گوشه ای میخزیدند تا چغولی های مادر ، کار دستشان ندهد
دخترها به بغل پدر میپریدند و چپ و راست قربون صدقه میشنویدند


روز اول مهر ماه که مدرسه ها باز میشد :

پسرهای عزیز کله هایشان را با نمره ۴ میزدند و مزین به لغت نامانوس کچل میشدند
دخترها فقط به پسرها میگفتند : چطوری کچل ؟


در ۱۸ سالگی :
پسرها تمام اضطراب و دلهره شان این است که دانشگاه قبول شوند و سربازی نروند و ۲ سال از زندگیشان هدر نرود
دخترها ورودشان به پادگان طبق قانون ممنوع است .


در دانشگاه :

پسرها همان روز اول عاشق میشوند و گند میزنند به امتحان ترم اولشان و مشروط میشوند
دخترها فقط در بوفه مینشینند و به پسرهایی که زیر چشمی به آنها نگاه میکنند افاده میفروشند


در هنگام نمره گرفتن :

پسرها خودشان را جر میدهند تا ۹٫۵ آنها ۱۰ شود و باز هم استاد قبول نکرده و در آخر می افتند
دخترها فقط پیش استاد میروند و یک لبخند میزنند و نمره ۴٫۵ آنها به ۱۷ تبدیل میشود.


در کافی شاپ :

پسرها حساب میکنند.
دخترها میگویند : مرسی!


در مخ زدن :

پسرها باید دلقک بازی در بیاورند تا طرف تازه بفهمد که وجود دارند ، دو ساعت منت بکشند تا طرف تلفن را بگیرد ، هفته ها برنامه ریزی کنند تا طرف قرار بگذارد ، ساعت ها باید خالی ببندند تا طرف خوشش بیاید و هنگام بهم خوردن رابطه ماه ها و در مواردی دیده شده است که سالها در هوای دلگرفته پاییز پیپ بکشند و قهوه بنوشند و هی آه بکشند .
دخترها فقط کافی است که یه لبخند بزنند و چشم ها را نازک کرده ، لبها را غنچه و سری به سمت موافق تکان دهند و هرگاه رابطه بهم خورد فقط میگویند فدای سرم.


هنگام خواستگاری :

پسرها باید خانه ، ماشین ، شغل مناسب ، مدرک دهن پر کن ، قد رشید ، هیکل خوش فرم ، خوشتیپ و هزارتا کوفت و زهر مار داشته باشند و پشت سر هم از موفقیت ها و اخلاق خوب و …. برای عروس خانم بگن و احتمالا انگشتری برای نشون کردن در دست سرکار علیه عروس خانم بکنند
دخترها فقط کافی است بنشینند و لام تا کام حرف نزنند


هنگام ازدواج :

پسرها باید شیربها ، مهریه ، خرید عروسی ، جواهرات گوناگون ، جشن و سالن و … را از سر قبر پدرشون تهیه کنند
دخترها فقط باید جهیزیه بدهند که احتمالا به دلیل شروع خرید جهزیه از اوان کودکی همش بنجل شده و آقای داماد باید با تحمل هزارتا منت آنها را قبول کرده ، دور ریخته و یه سری جدید بخرد


هنگام زندگی عشقولانه دو نفره:

پسرها باید بگویند : چشم ، و البته اگر هم نگویند دو قطره اشک کنار چشمان مژگان خانم ها آنها را وادار به چشم گفتن میکند
دخترها هم باید دستور بدهند و دیگر هیچ.


کار کردن :

پسرها مثل ... پا سوخته باید از صبح خروس خوان تا آخر شب کار کنند و همش تو فکر غرولند مدیر و قسط عقب افتاده بانک و قبض برق و آب باشند و در آخر نعششان را با بدبختی به خانه برسانند
دختر ها فقط کافی است که کلید ماشین لباس شویی ، کلید ماشین ظرفشویی و کلید مایکرو فر را فشار دهند و در حالیکه ناخن هایشان را مانی کور میکنند با مادرشان در مورد رنگ موی دختر خاله جاری عمه خانم فرخ زمان خانم بحث و تحلیل علمی داشته باشند

................................................

آخی آخی من که دلم خیلی براشون سووووخت ولی خوب پسر بودن همین مکافات رو داااااره ...

جمعه بیست و ششم خرداد 1391 23:6نویسنده رویا| |
i413141_11.gif (242×58)
با هم بخندیم (زنگ تفریح)


سه شنبه بیست و سوم خرداد 1391 8:14نویسنده رویا| |
i413141_11.gif (242×58)


♀ali-hadis♂